نگاه كهنه اي كه نميدانم تازه گي اش را كي مي يابد

گستردگي دشتهاي آفتاب خورده

گستردگي خلأ و بي ذهني

پهناي هيچ

و گستردگي راستين وجود تو

همه آن چيزيست كه

در ماهي كه از پنجره ام نمايان است ميبينم.

 

پرسه ميزنم در كوچه هايي كه نميدانم

كدامين شاهراهش به تو منتهي ميشود

فرياد ميزنم به بلندي در درونم

اكنون كه مسكوت اينجا نشسته ام

كه چالشهايم به تو ختم شوند

كه جواب اينهمه طواف تو باشي

لب نمي گشايم و كفاره ميدهم

در ازاي تقابلم با آدميان

كه شايد جواب جواب ندادنم تو باشي

آماج ضربه هاي بي پايان خدايانم

تا پروردگارم تو باشي.

فريب ميخوري در حالي كه ميداني اين يك فريب است با شش دانگ حواس و با چشمهاي باز فريفته ميشوي و اين يك تمايل آگاهانه براي اغوا شدن است و شايد ذهن مختارانه خود را به ورطه ناخود آگاهي ميكشاند تا همه چيز رنگ جبر بگيرد و پيش آمدن رخدادها به اختيار نباشد .هنگامي كه دچار افسون باختن در پيش پا افتاده ترين مسائل زندگي هستيم .اين جذبه ديوانه بودن است .اين شكست خوردن در عرصه ايست كه در آن كاملا" قدرتمنديم اين يعني اينكه نقش خود را آگاهانه ايفا كني.اين يعني ديدن اين حقيقت كثيف كه تو به شكست تظاهر ميكني. اين يعني بر صدر ننشستن زعالي مشربي.

يعني يكماه قبل از امتحان درس را رها كني ، مفتون افريته شكست شوي ، گريه كني و از اضطراب قادر به سياه كردن آن بيضي هاي كذايي نباشي و مردود باشي.اين زور نزدن براي بلند كردن چيزي بسيار سبك است.

اين يعني در مجادله اي كلامي با طرف احمقت بحث را واگذار كني گاهي ميل دارم به ناصح عزيزم بگويم :

من من كاملا" در اين مباحثه از شما شكست خوردم و شما با حرفهاي بديع و توضيحات فصيحتان مرا قانع كرديد كه در اين مسئله مزخرف پيش پا افتاده اشتباه ميكردم .ممنون از اينكه مختان سه كار ميكند.اما بايد بدانيد كه من بسيار لذت ميبرم وقتي كه به شما شانس برنده بودن ميدهم و پيروزي شما را ميسر ميكنم.

اين باختن در مقابل كدبانوهاي بينظير و زنان شايسته و جنتلمن هاي جدي و مردان نرينه است.گفتن چيرهايي كه دوست دارند بشنوند در مورد خودشان يا در مورد خودت .بيمار شدن براي اينكه روانكاويت كنند براي اينكه دكترت باشند .تا براي بهتر شدن زندگيت اظهار نظر كنند و در تصميم گيريهايت شريك شوند و اينكه تجربه پست و بي مصرف زندگيشان را چراغ راه تو كنند.

اما واقعيت در گير چالشهاي سخت شدن است به سختي افتادن است جداي اي بازيهاي روز مره از قبيل ياد گرفتن دستور پخت قرمه سبزي يا گرفتن كارشناسي ارشد پشمك سازي يا قهرمان شطرنج روي موج شدن است.قصد ندارم زيركانه اكتسابات ديگران و برتريهاي ذاتيشان را زير سوال ببرم ، نظرم فقط بر روي بي خردي است .همه براي رسيدن به كمال تلاش ميكنند اما اكثريت مثل يك گياه رشد ميكنند  و در انتها مثل يك گياه ميميرند .همه دچار نيرنگ زندگي كردنند.