درخت گردوي عقيم حياط خانه ما نمي تواند هيچ گردويي به بار آورد درست مثل من كه نمي توانم پسرت را به تو هديه كنم كه بي فرجام است زندگي كه در آن نطفه اي متولد نشود كه ديوانه بي فرجاميم و تاريكي ، كه خود از من مي گريزد و من مثل سگي به دنبالش ، نفس زنان ، ميدوم براي تصاحبش تا همچنان عقيم بمانم كه نرسد به بار هيچ گردويي
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 10:6 توسط
|